محمد حسن خان اعتماد السلطنه

769

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

درماندگان بود . شرح حال او و فرزندانش در تاريخ تبريز نادر ميرزا هست ( ص 245 ) شيخ محمد حسن استرآبادى ( ص 215 - ص 159 چاپ اول ) متولد نيمهء شوال 1249 در كربلا ( الذريعه ، ج 2 ص 14 ) و متوفى در 1318 هجرى قمرى در طهران . وى مجلس درس و وعظ داشت و در خانهء خود نزديك تكيه حاج رجبعلى به منبر مىرفت . پسر او را مىشناسيم آقا محمود كه ساكن سبزوار شد و آقا شيخ عيسى كه پدر آقاى مجتبى مينوى طهرانى است . ( يادداشتهاى قزوينى ، ج 8 ص 234 ) . وى در بيست و سه‌سالگى كتاب مجمع الاراء و الادلة را در فقه نوشته و شيخ راضى نجفى آن كتاب را ديده و بر پشت آن تصريح به اجتهاد وى كرده است . از اين كتاب فقط يك جلد تا آب چاه نوشته شده است . حاج مولى جعفر استرآبادى ( ص 215 - ص 159 چاپ اول ) پسر ملا سيف الدين استرآبادى از اهل نوكنده از قرارى بلوك انزان گرگان كه اوايل تحصيلات را در گرگان انجام داد و پس از آن به عراق رفت و در درس صاحب رياض حاضر شد تا اينكه در سى سالگى به درجهء اجتهاد رسيد ( 1228 ) و در زمان محاصرهء كربلا بوسيلهء داود پاشا به ايران آمد . مدتى در خراسان و مازندران و استرآباد بود تا اينكه به طهران آمد و آنجا را محل اقامت دائمى خود قرار داد و داراى محراب و منبر و بسيار مورد توجه شاه و مردم واقع شد . چه هم باسواد بود و هم متدين و محتاط . كتب متعدد در علوم ادبيه و دينيه نوشته است كه برخى هم به فارسى است و در همان زمان تأليف كه ابتداى رواج چاپ در ايران است چاپ شده است . وى در شب جمعه دهم ماه صفر 1263 درگذشت و جنازهء او را به نجف بردند . صاحب ترجمه از معارضين و مخالفين شيخ احمد احسائى و پيروان او بوده است . حاج سيد حسين كاشانى ( ص 215 - ص 160 چاپ اول ) ابن مير محمد على بن مير رضا الكاشانى الطهرانى .